طلای گمشده قبرس؛ حقیقت، افسانه یا زخمی که هنوز باز است؟
 

طلای گمشده قبرس؛ حقیقت، افسانه یا زخمی که هنوز باز است؟

تابستان ۱۹۷۴، قبرس یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ خود را تجربه کرد. پس از کودتای مورد حمایت حکومت نظامی یونان با هدف الحاق قبرس به یونان، ارتش ترکیه به جزیره حمله کرد. درگیری‌ها تنها به تغییر مرزها ختم نشد؛ بیش از ۲۰۰ هزار نفر آواره شدند، صدها روستا خالی از سکنه ماند و بخش بزرگی از میراث فرهنگی جزیره برای همیشه آسیب دید.
دوشنبه، 08 تیر 1405 | Article Rating

طلای گمشده قبرس؛ حقیقت، افسانه یا زخمی که هنوز باز است؟

ترجمه و تدوین: استاوروس کلانتری

 

تابستان ۱۹۷۴؛ آغاز یک تراژدی

تابستان ۱۹۷۴، قبرس یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ خود را تجربه کرد. پس از کودتای مورد حمایت حکومت نظامی یونان با هدف الحاق قبرس به یونان، ارتش ترکیه به جزیره حمله کرد. درگیری‌ها تنها به تغییر مرزها ختم نشد؛ بیش از ۲۰۰ هزار نفر آواره شدند، صدها روستا خالی از سکنه ماند و بخش بزرگی از میراث فرهنگی جزیره برای همیشه آسیب دید.

در میان این هرج‌ومرج، داستانی شکل گرفت که هنوز هم درباره آن صحبت می‌شود؛ «طلای گمشده قبرس».

 

 

غارتی که واقعاً اتفاق افتاد

آنچه امروز با اسناد، دادگاه‌ها و تحقیقات بین‌المللی ثابت شده، غارت گسترده آثار مذهبی و تاریخی در شمال قبرس است.

پس از جنگ، هزاران آیکون ارتدوکسی، موزاییک بیزانسی، نقاشی دیواری، نسخه‌های خطی و آثار ارزشمند از کلیساها و صومعه‌ها ناپدید شدند. بسیاری از این آثار سال‌ها بعد در بازارهای هنری اروپا و آمریکا، حراجی‌ها و مجموعه‌های خصوصی پیدا شدند.

یکی از مشهورترین پرونده‌ها مربوط به موزاییک‌های کلیسای پاناگیا کاناکاریا (Panagia Kanakaria) است. قاچاقچیان این موزاییک‌های متعلق به قرن ششم میلادی را از دیوار کلیسا جدا کردند و برای فروش به خارج از قبرس منتقل کردند. پس از سال‌ها پیگیری حقوقی، بخش بزرگی از این آثار به قبرس بازگردانده شد و این پرونده به یکی از مهم‌ترین پرونده‌های بازگرداندن میراث فرهنگی در جهان تبدیل شد.⸻

 

مردی که گنجینه‌های قبرس را پنهان کرده بود

در دهه ۱۹۹۰، نام آیدین دیکمن به عنوان یکی از بزرگ‌ترین قاچاقچیان آثار هنری قبرس بر سر زبان‌ها افتاد.

پلیس آلمان در سال ۱۹۹۷، طی عملیاتی در آپارتمان او در مونیخ، صدها آیکون، نقاشی دیواری، موزاییک و آثار مذهبی متعلق به کلیساهای قبرس را کشف کرد؛ آثاری که سال‌ها تصور می‌شد برای همیشه از بین رفته‌اند.بخش قابل توجهی از این گنجینه‌ها بعدها به قبرس بازگردانده شد، اما هنوز هم صدها اثر تاریخی مفقود هستند.

 

افسانه «کامیون‌های طلایی»

در کنار این واقعیت‌های مستند، سال‌هاست داستان دیگری میان مردم قبرس نقل می‌شود. بر اساس این روایت، در روزهای نخست جنگ، محموله‌هایی شامل طلا، اشیای قیمتی و دارایی‌های ارزشمند از مناطق درگیر خارج شدند و برخی از این محموله‌ها هرگز به مقصد نرسیدند. برخی این محموله‌ها را متعلق به بانک‌ها می‌دانند، برخی به کلیساها نسبت می‌دهند و عده‌ای نیز معتقدند هرگز چنین طلایی وجود نداشته است. نکته مهم اینجاست که هیچ سند رسمی یا مدرک تاریخی معتبری وجود ندارد که داستان «کامیون‌های طلایی» را تأیید کند. بیشتر پژوهشگران این روایت را بخشی از افسانه‌های جنگ و خاطرات شفاهی مردم می‌دانند؛ داستانی که نسل به نسل نقل شده اما هرگز اثبات نشده است.

 

چرا این داستان هنوز زنده است؟ شاید دلیل ماندگاری این روایت، ترکیب سه عنصر باشد:

جنگ و اشغال

گنجینه‌های تاریخی ناپدیدشده

امید همیشگی مردم به پیدا شدن آنچه از دست رفته است.

 

هر بار که یک آیکون، موزاییک یا اثر تاریخی در نقطه‌ای از جهان کشف و به قبرس بازگردانده می‌شود، این پرسش دوباره زنده می‌شود:

آیا هنوز هم بخشی از گنجینه‌های گمشده قبرس جایی در جهان پنهان مانده است؟

نتیجه: «طلای گمشده قبرس» در واقع دو روایت را در خود جای داده است. از یک سو، حقیقتی مستند وجود دارد؛ غارت گسترده آثار تاریخی، مذهبی و فرهنگی که بخشی از آن‌ها پس از سال‌ها به وطن بازگشته‌اند.از سوی دیگر، افسانه‌ای که هنوز در حافظه مردم زنده است؛ داستان کاروان‌های طلایی که گفته می‌شود در روزهای پرآشوب سال ۱۹۷۴ ناپدید شدند، اما تاکنون هیچ مدرک قطعی برای اثبات آن یافت نشده است. شاید راز واقعی قبرس نه شمش‌های طلا، بلکه میراث فرهنگی ارزشمندی باشد که هنوز گوشه‌ای از جهان در انتظار بازگشت به خانه است.

تصاویر
  • طلای گمشده قبرس؛ حقیقت، افسانه یا زخمی که هنوز باز است؟
  • طلای گمشده قبرس؛ حقیقت، افسانه یا زخمی که هنوز باز است؟
ثبت امتیاز